سرطان

خاطراتم شده همچون سرطان ، بعدش من
میکند درورو برم غم فوران ، بعدش من
به فنـــا می روم و خـــاطره بازی بــازم
می شود بازی منفور جهان ، بعدش من
بی تو و تازه عروسـی است به جـایم اما
میبرد شنبه مرا در خفقان ، بعدش من
روز و شب می روم از حال که بیمار شوم
عشق زجری است مثال یرقان ، بعدش من
افتضاح است که من فکر تو ام وقتی که
دیگری آمد و شد همدمتان ، بعدش من
راهی جز مرگ ندارم بگویید به مرگ
جان هر کس که سِتاندی بِسِتان ، بعدش من...
میکند درورو برم غم فوران ، بعدش من
به فنـــا می روم و خـــاطره بازی بــازم
می شود بازی منفور جهان ، بعدش من
بی تو و تازه عروسـی است به جـایم اما
میبرد شنبه مرا در خفقان ، بعدش من
روز و شب می روم از حال که بیمار شوم
عشق زجری است مثال یرقان ، بعدش من
افتضاح است که من فکر تو ام وقتی که
دیگری آمد و شد همدمتان ، بعدش من
راهی جز مرگ ندارم بگویید به مرگ
جان هر کس که سِتاندی بِسِتان ، بعدش من...
+ نوشته شده در ساعت توسط گلناز سادات میرترابی
|