چه تماشایی بود

نعره زشت خیال

و همان شام رها کرده شب

 

همه جا تاریک است

نور معنای فرار

آسمان تنها شد

 

ماه به سرعت سایه را پاسخ داد

و خسوفی سنگین...

 

وحشتی مانده به آب

که چرا ماه دگر در دل او نیست اینجا؟!

 

همه باور کردند

که کنون شب حقیقی شده است

 

و امیدی در من باز هم میگوید

ماه باز میگردد

 

"آشنا"