خسوف
چه تماشایی بود
نعره زشت خیال
و همان شام رها کرده شب
همه جا تاریک است
نور معنای فرار
آسمان تنها شد
ماه به سرعت سایه را پاسخ داد
و خسوفی سنگین...
وحشتی مانده به آب
که چرا ماه دگر در دل او نیست اینجا؟!
همه باور کردند
که کنون شب حقیقی شده است
و امیدی در من باز هم میگوید
ماه باز میگردد
"آشنا"
+ نوشته شده در ساعت توسط گلناز سادات میرترابی
|