سلام

نمی دونم چرا جدیداً رباعی زیاد مینویسم

 

  • ای لحظه ی بی قرار بر خواهی گشت

    ای خسته از این فرار بر خواهی گشت

    من بی تو زمستانی و بی جان شده ام

    اما تو همین بهار بر خواهی گشت

    *

    *

    *

    من منتظر توام ، مگر می آیی!؟!!!

    اینبار که خون است جگر می آیی؟

    ده سال گذشت از آنکه روزی گفتی

    امسال نشد سال دگر می آیی!

    man_400