happy_tooth_clips

اشاره اي است به بخشي از دانسته هاي تاريخي، اساطيري و ...
ارزش تلميح به ميزان تداعي اي بستگي دارد كه از آن حاصل مي شود. هر قدر اسطوره ها و داستان هاي مورد اشاره لطيف تر باشند تلميح تداعي لذت بخش تري را به وجود مي آورد. لازمه ي بهره مندي از تلميح آگاهي از دانسته ي است كه شاعر يا نويسنده بدان اشاره مي كند. تلميحات گاه مانند مثال او و آخر، مراعات نظير هستند.


 ما قصه ي سكندر و دارا نخوانده ايم / از ما به جز حكايت مهر و وفا مپرس
گفت آن يار كزو گشت سردار بلند / جرمش اين بود كه اسرا هويدا مي كرد

در شاهد نخست، شاعر با آوردن دو نام اسكندر و دارا به ماجراهاي نبرد اسكندر مقدوني و داريوش سوم پادشاه هخامنشي اشارتي دارد و اين اشارت، براي كسي كه از آن آگاه باشد، اين دانسته ي تاريخي را به ياد مي آورد. تداعي اين رويداد كه موسيقي معنوي بيت بدان وابسته است. ذهن را به تلاش وا مي دارد و سبب كسب لذت ادبي مي گردد. در مصراع دوم «مهر و وفا» بيش تر يادآور عشق و دوستي است اما نام داستاني نيز بوده است. داستاني عاشقانه كه قهرمانانش «مهر» و «وفا» نام داشته اند و كسي كه اين اشاره ي باريك و لطيف را بداند، از بيت بيش تر لذت خواهد برد.
مثال دوم يادآور ماجراي بردار كردن حسين بن منصور حلاج، عارف مسلمان ايراني است كه بي آن كه سخن وي فهم شود، در سال 309 ه. ق در بغداد كشته و سوزانده شد. اشاره ي شاعرانه حافظ چنين داستان پرماجرايي را براي خواننده تداعي مي كند و او از اين تداعي لذت مي برد.